اطمینان دادم که جانش در امان است

خرید بک لینک

شهید هادی ابرارخاطره ای از شهید هادی ابرار

هادی در خاطراتش بیان می کند: «بعد از فتح خرمشهر، در روز چهارم روی اسکله در سنگر مشغول نگهبانی بودم. در نیمه های شب صدایی مثل این که چیزی در آب تکان بخورد، به گوشم رسید. کنجکاو شدم و دقت کردم. دیدم یکی از مزدوران بعثی در کمال خواری و جبن خود را زیر سکوی اسکله مخفی نموده است. در صدد نجاتش برآمدم و با پذیرایی از وی، به زبان عربی با او صحبت کردم و به او اطمینان دادم که جانش در امان است و با کمال رافت و مهربانی او را در پشت جبهه به مسئولان تحویل دادم».

راوی: «برادر شهید هادی ابرار»

برای مطالعه «خاطرات برادران شهدا» لطفاً اینجا را کلیک کنید.

حجاب سلامت روانی زن...

ما را در سایت حجاب سلامت روانی زن دنبال می‌کنید

برچسب: اطمینان, نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 22:29

صفحه بندی