مانده ام در ره پر پیچ و خم کوی وصال
ای پری رو ز چه رو روی نشانم ندهی / مویی از طره گیسوی نشانم ندهی دلم از هجر رخت سوخت خدا را ز چه رو / جلوه ای زان رخ دلجوی نشانم ندهی شد کمان قامت من همچو خم ابرویت / خمی از طاق دو ابروی نشانم ندهی تشنه جرعه ای از جام وصالم ای دوست / قطره ای زان می مینوی نشانم ندهی مانده ام در ره پر پیچ و خم کوی وصال / یک نشان از سر آن کوی نشانم ندهی راه بسیار بود سوی تو ای دوست ولی / ز چه یک سوی به آن سوی...
ادامه مطلب