ما از گل روی تو خجالت نکشیدیم
یک عمر دویدیم و به کویَت نرسیدیم / دل از تو شکستیم ولی دل نبریدیم روی تو گل انداخت ز شرمِ گنهِ ما / ما از گل روی تو خجالت نکشیدیم خال لب تو دانه ی ما بود و صد افسوس / کاندر طلب دانه به هر دام پریدیم رفتیم و دویدیم همه عمر و نگفتیم / دنبال که رفتیم، به سوی که دویدیم توسینه ی صد چاک ز ما خواستی و ما / حتی ز فراق تو گریبان ندریدیم عالم همه جا بود محیط کرم تو / افسوس که ما قطره ای از آن نچشیدیم بودیم سرافراز به مِهر تو هماره / هر چند ز بار گنه خویش خمیدیم «شاعر ناشناس» برای مطالعه «اشعار مهدوی» لطفاً اینجا را کلیک کنید....
ادامه مطلب