
خاطرات سردار شهید علیرضا ماهینی (قسمت هجدهم)
در منطقه ای که ما بودیم حمام و وسیله گرم کننده آب نبود. علیرضا نیمه شب بلند می شد، حلب بیست لیتری پر از آب می کرد، خار و خاشاک جمع آوری می کرد و پس از روشن کردن، آب را گرم می کرد تا در صورت نیاز بچه ها در مضیقه نباشد...
ادامه مطلبما را در سایت حجاب سلامت روانی زن دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88